فخر الدين الرازي
مقدمه 68
منطق الملخص
نمىانگارند : جزئي آن است كه نمىتواند بر بيش از يك امر اطلاق شود ولذا حمل نمىشود ؛ زيرا در تعبير « زيد زيد است » فايدتى نيست ومحال است ، گفته شود « زيد عمرو است » واگر جزئي به صورت نادر حمل شود ، حمل نه به طريق طبعى است ؛ مثل : « اين سفيد زيد است » يا « انسان زيد است » ( يوسف تهرانى ، نقد الأصول وتلخيص الفصول ، ص 3 ) . اما عدهاى بر آن هستند كه مفهوم جزئي نيز مىتواند محمول واقع شود . دو منطقدان مؤثر در تاريخ منطق نزد مسلمين ، يعنى : فارابى ( منطقيات ج 1 ، ص 156 ) وابن سينا ( العبارة ، ص 54 ) بر اين رأى هستند . فارابى گويد : « محمول نيز مانند موضوع گاهى از أمور عام است ، مانند : زيد انسان است وگاهى از أمور عيني است ، مانند : اين نشسته ، همان زيد است » . گزارههايى را كه فارابى وابن سينا به عنوان مثال ذكر مىكنند ، فاقد ساختارى است كه در منطق ارسطويى در خصوص حمليه تحليل مىشود ؛ زيرا چنين گزارههايى فاقد مضمون اندراج هستند . تحليل ابن سينا از معناى محمول در آغاز إشارات همين نكته را روشن مىكند : « اشاره به محمول : چون گوئيم ، شكل بر مثلث حمل مىشود ، معناى آن چنين نيست كه حقيقت مثلث همان حقيقت شكل است بلكه معنايش اين است : امرى كه مثلث بر آن اطلاق مىشود ، به عينه همان است كه شكل بر آن اطلاق مىشود » ( ص 3 ) . فخر رازي در خصوص موضوع نيز اشاره مىكند كه موضوع مفهوم جزئي است . قضاياى مسوره ومهمله ونيز بيان بو على در إشارات در ظاهر نشان مىدهد كه مفهوم كلى موضوع واقع مىشود . اين گمان ناشى از عدم تمايز بين موضوع حقيقي وموضوع ذكرى است .